نوروز
به نام خدا
نوروز
یامقلّب القلوب والابصار یا مدبّراللیل والنهار
یا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
(ای گردانندۀ دلها و دیدگان،ای پدیدآورندۀ روزها و شبها
ای تغییردهندۀ حال و حالات بندگان،حال ما را به بهترین حالات بگردان.)
نوروز که در طول تاریخ بدون وقفه مورد احترام و توجه مردم بوده، با نامهای عید، عید نوروز، جشن فروردین، جشن بهار، نوروز جمشیدی، نوروز سلطانی و نوروز جلالی مشهور است و در هنگام نوروز عروسیها و شادیها برگزار می شود، مردمان به دیدار یکدیگر می روند، خانه تکانی می کنند و جامه های نو می پوشند و انواع شیرینی می پزند و هدیه وعیدی می دهند و بیشتر شاعران پارسی گوی نیز بدان اشاره کرده اند که در رأس آنها می توان از فردوسی طوسی یاد کرد.
فردوسی، آغاز پادشاهی کیومرث و بر تخت نشستن وی را در اول برج حمل ( فروردین ) می داند و می گوید:
چو آمد به بـرج حمـــل آفتاب
جهان گشـــــت با فرّو آیین و آب
بتابید از آن ســـــان ز برج بره
که گیتی جوان گشــت از آن یکسره
کیومرث شد بر جهان کـدخدای
نخسیتن به کوه اندرون ساخت جای
در زمان پادشاهی جمشید، هنگام برپایی نوروز در روز هرمزد یعنی اولین روز از ماه فروردین ( حمل ) چنین آورده است:
ســـر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنــــج روی زمین
بزرگان به شـــادی بیاراستند
می و جام و رامشـگران خواستند
چنین جشن فرخ ازآن روزگار
به ما مانـد از آن خسروان یادگار
و در جای دیگر در داستان جمشید و به تخت نشستن و بر آسمان رفتن وی که در روز هرمزد ( اول حمل ) بوده، از آن به نوروز تعبیر کرده و گوید:
" همه کردنيها چو آمد به جای
زجای مهـی برتـــر آورد پای
به فرّکیــانی یک تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
به جمشید بــر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نـو خواندند
از موارد متعددی که در زمانهای مختلف و آیینهای گوناگون در شاهنامه یاد شده، چنین بر می آید که نوروز در روزگار ساسانیان بیشتر به شکل یک آیین مذهبی برای ایرانیان گرامی بوده و جشن گرفته می شده است؛ پس از روی کار آمدن اسلام در ایران، مدتی جشن نوروز برگزار نمی شده که دیگر بار مردم بدان روی آوردند.
از جمله كتابهايي كه در آن مستقيماً به مسألة نوروز پرداخته، «نوروزنامه» است.
" نوروز نامه " کتابی است از عمر خیام نیشابوری، فیلسوف، ریاضیدان، محقق، منجم و شاعر بزرگ پارسی گوی سدة پنجم هجری، که به صورت رساله ای در بیان سبب وضع جشن نوروز و کشف حقیقت آن و اینکه کدام پادشاه آن را نهاده و چرا آن را بزرگ داشته اند، نگاشته شده است.
خیام، در دیباچه و سبب تألیف کتاب، پس از حمد و ثنای خداوند، جل جلاله، و درود بر پیغمبران از آدم تا خاتم و عترت و اصحاب و بر گزیدگان حضرت محمد (ص) در خصوص نگارش کتاب چنین آورده است: " چنین گوید عمر بن ابراهیم الخیام، که چون نظر افتاد از آنجا که کمال عقل است، هیچ چیز نیافتم شریفتر از سخن و رفیعتر از کلام؛ چه اگر بزرگوارتر از کلام چیزی بودی، حق، تعالی، با رسول، صلی الله علیه، خطاب فرمودی. . . دوستی که بر من حق صحبت داشت و در نیک عهدی یگانه بود، از من التماس کرد که سبب نهادن نوروز چه بوده است و کدام پادشاه نهاده است؟ التماس او را مبذول داشتم و این مختصر جمع کرده آمد به توفیق جل جلاله. . .. مؤلف پس از آن در خصوص سبب نهادن نوروز می گوید که " چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانروز به اول دقیقه حمل باز آید به همان وقت و روز که رفته بود، بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود، و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردم بدو اقتدا کردند" ( نوروز نامه، ص 2). . . و چنین گویند که چون کیومرث این روز را آغاز تاریخ کرد، هر سال آفتاب را به دوازده قسمت کرد، هر بخشی سی روز، و هر یکی را از آن نامی نهاد و به فرشته ای باز بست... هر که روز نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد، تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد و این تجربت حکما از برای پادشاهان کرده اند ( نوروز نامه، ص 4 و 5 ).
نویسنده کتاب پس از آن به بیان ماههاي سال می پردازد و در توضیح آنها مطالبی می گوید که به طرز خلاصه ذکر می شود:
فروردین ماه، به زبان پهلوی است معنیش چنان باشد که این آن ماه است که آغاز رستن نبات در وی باشد، و این ماه مر برج حمل راست که سرتاسر وی آفتاب اندرین برج باشد،
اردیبهشت ماه، این ماه را ادریبهشت نام کردند یعنی این ماه آن ماه است که جهان اندر وی به بهشت ماند از خرمی، وارد به زبان پهلوی مانند بود، و آفتاب اندرین ماه بر دور راست در برج ثور باشد و میانه بهار بود،
خرداد ماه، یعنی آن ماه که خورش دهد مردمان را از گندم و جو و میوه و آفتاب در این ماه در برج جوزا باشد.
تیرماه، این ماه را بدان تیرماه خوانند که اندر و جو و گندم و دیگر چیز ها را قسمت کنند و تیر آفتاب از غایت بلندی فرود آمدن گیرد و اندرین ماه آفتاب در برج سرطان باشد، و اول ماه از فصل تابستان بود،
مرداد ماه، یعنی خاک داد خویش بداد از برها و میوها، پخته که در وی کمال رسد، و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب مر برج اسد را باشد،
شهریورماه، این ماه را از بهر آن شهریور خوانند که ریو دخل بود؛ یعنی دخل پادشاهان در این ماه باشد، و در این ماه برزگران را دادن خراج آسان تر باشد، و آفتاب در این ماه در سنبله باشد و آخر تابستان بود،
مهر ماه، این ماه را از آن مهرماه گویند که مهربانی بود مردمان را بریکدیگر، از هر چه رسیده باشد از غله و میوه نصیب باشد بدهند، و بخورند بهم، و آفتاب در این ماه در میزان باشد، و آغاز خریف بود،
آبان ماه، یعنی آبها در این ماه زیادت گردد از بارانها که آغاز کند، و مردمان آب گیرند از بهر کشت و آفتاب در این ماه در برج عقرب باشد،
آذر ماه، به زبان پهلوی آذر آتش بود، و هوا در این ماه سرد گشته باشد، و به آتش حاجت بود، یعنی ماه آتش، و نوبت آفتاب در این ماه مر برج قوس را باشد،
دی ماه، به زبان پهلوی دی دیو باشد، بدان سبب این ماه را دی خوانند که درشت بود و زمین از خرمیها دور مانده بود، و آفتاب در جدی بود، و اول زمستان باشد،
بهمن ماه، یعنی این ماه به همان ماند و ماننده بود به ماه دی به سردی و به خشکی، و به کنج اندر مانده و تیر آفتاب اندرین ماه به خانۀ زحل باشد به دلو با جدی پیوند دارد،
اسفندارمذماه، این ماه را بدان اسفندارمذ خوانند که اسفند به زبان پهلوی میوه بود یعنی اندرین ماه میوه ها و گیاهها دمیدن گیرد، و نوبت آفتاب به آخر برجها رسد به برج حوت،
در آیین پادشاهان عجم، در نوروز، چنین بوده که خوانهای نیکو می نهادند، داد مردمان می دادند و عمارت می کردند و دانش می آموختند و حکمت می ورزیدند و دانایان را گرامی می داشتند و صاحب خبران را می فرستادند تا از میان مردم خبر ها بیاورند تا پادشاه بر موجب آن فرمان بدهد، از سرگناهان افراد در می گذشتند مگر از سه گناه: یکی آنکه راز ایشان را آشکار می کرد، دوم آنکه یزدان را ناسزا می گفت و دیگر آنکه فرمان پادشاه را اجرا نمی کرد. و خلفای عباسی نیز در هنگام خوان نهادن، انواع آشها، قلیه ها و حلوا های گوناگون به کار می بردند. ( همان مأخذ ص 13- 17 ).
ابوریحان بیرونی، در کتاب " الآثار الباقیه عن القرون الخالیه" در خصوص نوروز می نویسد: " نخستین روز ماه فروردین، روز نوروز است که اولین روز سال نو است و نام پارسی آن بیان کننده این معنی است...". وی، همچنان نوشته است که: " از عادات پادشاهان ایران است که در روز اول عید نوروز به مردم بار عام دهند و به آنان خوبی کنند. در روز دوم دهگانها ( دهقانها ) و خانواده های دربار شرف حضور می یابند. بزرگان و موبدان در روز سوم می آیند. روز چهارم اهل خانه و مقربین و اطرافیان حاضر می شوند و روز پنجم به فرزندگان و تربیت یافتگان شاه تعلق داشت و..." در جای دیگر آمده است که وقتی سلیمان بن داود انگشتر و سلطنت خود را از دست داده بود، همین که پس از چهل روز به سلطنت خود رسید و عظمت و جلال پیشین خود را به دست آورد، سلاطین به حضور آمدند و مرغها به خدمتش کمر بستند، آن وقت ایرانیان گفتند که نوروز آمد، یعنی روز نو رسید. از آن به بعد آن روز را روز نو نامیدند".(ص.325)
بیرونی در« التفهیم» آورده است که: " نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه، از این جهت روز نو نام کردند؛ زیرا که پیشانی سال نو است، و آنچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنها است و ششم فروردین ماه، نوروز بزرگ دارند... و اعتقاد پارسیان، اندر نوروز نخستین آن است که اول روزی است از زمانه، و بدو فلک آغازید گشتن"(ص.253)
وی همچنین در کتاب « آثار الباقیه » در خصوص نوروز می نویسد: " نخستین روز ماه فروردین، روز نوروز است که اولین روز سال نو است و نام پارسی آن بیان کننده این معنی است..."
ایرانیان، بویژه پارسیان، سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم می کردند که سیصد و شصت روز می شد و پنج روز باقیمانده از سال را " پنجه " می نامیدند. در این 5 روز آخر سال که شب و روز با هم برابر است، برای هر روز غذای مخصوص از آش، رشته پلو، سبزی پلو و... می خوردند. که هنوز هم در بعضی جاهای کشور ایران مرسوم است. آخرین چهارشنبه از سال را " چهار شنبه سوری " می نامیدند و در آغاز شب آتش می افروختند و از روی آن می پریدند و می گفتند: " زردی من از تو، سرخی تو از من، سردی من از تو گرمی تو از من ".
و روز اول فروردین ماه از فصل بهار، که سر آغاز شکوفایی و سر سبزی است به عنوان نوروز گرامی می دارند که پس از ظهور دین اسلام، با آموزه های اسلامی نیز همراه شده است.
لحظه تحویل سال مطابق تقویم جلالی، آغاز سالی است که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه به طول می آنجامد و نزدیکترین و علمی ترین و دقیقترین سالهای شمسی جهان است و از 11 فروردین سال 1304 هجری خورشیدی، برابر با 1925 میلادی، آغاز سال رسمی ایران شده است، هنگام تحویل سال اهل خانه در حالی که لباسهای نو پوشیده اند، دور سفره هفت سین می نشینند و با تحویل سال همدیگر را می بوسند و بزرگتر ها به کوچکتر ها عیدی و هدیه می دهند.
هفت سین:
در روزگار ساسانیان قاب های منقوش و گرانبهایی از جنس کائولین از چین به ایران آورده می شد که بسیار با ارزش بود و بعدها به نام " چینی " معروف شد. به این ظروف، سینی ( چینی ) هم گفته می شد که برای چیدن سفره و خوان نوروزی از آنها استفاده می شد و تعداد آنها به عدد هفت امشاسپند که عبارت بودند از: اردیبهشت، خرداد، مرداد، شهریور، بهمن، اسپندارمذ و خود اهورا مزدا، هفت تا بود که به هفت سینی و بعد ها به هفت سین معروف گشت. و امروزه هفت سین سفره نوروز عبارت است از سیر، سرکه، سمنو، سنجد، سیب، سبزی و سکه؛ علاوه بر این تنگی بلورین که ماهی قرمز در آن است بر سفره قرار دارد و این نشانه توجه به حیوانات است و بودن ماهی در قفس بلورین، نه تنها زندان او نیست، بلکه او در مایه حیات خود ( آب ) قرار دارد و در پایان نوروز هم در آب روان یا رود خانه رها می شود. نان که نمادی از رزق و طعام اصلی مردم است، بر سفره قرار می گیرد، تخم مرغ به صورت جوشانده و رنگ کرده یا رنگ نکرده زینت بخش سفره است و این نمادی است از نطفه و نژاد و باروری.
رویاندن سبزه نیز نگریستن به رویش دانه هاست و در قدیم هم مرسوم بوده که در هفت ظرف ( سینی ) هر یک تخمی ( بذری ) می کاشتند و هر کدام که رشد بهتر و بیشتر می داشت، آن را برای کاشت آن سال در نظر می گرفتند و مظهری از رشد خوب در آن سال زراعتی می پنداشتند. این سبزه ها نیز که عبارت است از گندم، عدس و... روز سیزدهم فروردین ماه که همگان به عنوان سیزده بدر از خانه بیرون و به دامن دشت و صحرا و طبیعت می رفتند، سبزه ها را نیز با خود می بردند و در کنار جویها و جویبار ها و رود خانه ها قرار می دادند.
یکی از لوازم ضروری خوان نوروزی ( سفرة هفت سین ) کتاب مقدس( قرآن شریف ) است و هر خانواده، کتاب مذهبی خود را بر سفره می گذارد تا وفاداری خود را بدان ثابت کند و از اندرزها و امر و نهی های آن بهره گیرد. آینه هم از دیگر لوازم سفره است.
این سفره معمولاً از هنگام تحویل سال تا روز سیزدهم نوروز گسترده است و میهمانان نیز در هنگام دید و بازدید عید، در اطراف آن می نشینند و برای پذیرایی از میهمانان، ظرفهای آجیل ( بادام، گردو یا چهار مغز، کشمش، پسته، تخمه هندوانه یا کدو، برگه زرد آلو یا کشته، فندق، نخودچی ) نقل، شکلات، شیرینی، میوه و... نیز بر سفره می گذارند.
چرا نوروز را گرامی می دارند؟
از آنچه گفته آمد و بیان شد، بزرگداشت نوروز تا حدی بیان گردید، اما از دیگر مواردی که بنا به اعتقادات و باور ها و بینشها در باره نوروز وجود دارد، موارد ذیل را برای احترام و ارج گذاشتن به نوروز و بزرگداشت آن می توان بر شمرد:
1. نوروز روز آغاز آفرینش است ( رجوع شود به کتابهای التفهیم، ص 253، لغت نامه دهخدا و برهان قاطع ذیل نوروز )
2. نوروز روز خلقت آدم است ( کتاب نخستین انسان، نخستین شهریار، ص 487 و منابع قبلی )
3. روز پدید آمدن نور و روشنی است. ( نخستین انسان، نخستین شهریار، ص 406)
4. نوروز، روز آغاز سال نو و اعتدال بهاری است ( التفهیم، ص 252 )
5. نوروز، روز شادی است ( نخستین انسان نخستین شهریار، ص 436 و 446 ) گویند که جمشید نوروز را به عنوان جشن قرار داد تا مردمان در این روز به شادی بپردازند.
6. روز شکر شکنی است ( ماخذ قبلی، گفته اند که در نوروز نیشکر به دست جمشید شکسته و از آن خورده شد؛ بنابراین رسم خوردن شیرینی و شکر و حلوا معمول گردید)
7. نوروز، روز دادگری و عدالت است ( تاریخ بلعمی، ص 130- 131، پیش از این نیز اشاره شد )
8. نوروز، روز یافته شدن انگشتری حضرت سلیمان (ع)
نوروز در افغانستان:
عیدنوروز در افغانستان نیز همانند ایران گرامی داشته می شود؛اما افغانی ها معمولاً لحظۀ تحویل سال را بیرون خانه می گذرانند و مراسم نوروز را در شهرهای مختلف به شیوه های گوناگون بر گزار می کنند که باشکوهترین آنها در شهر مزارشریف، مرکز استان بلخ است؛ بدین سبب، میله(جشن) گل سرخ،به مناسبت نوروز، در آن شهر با بر افراشتن علم(جَهنده) که با پارچه های رنگارنگ پوشانده شده است،غاز می شود و ده ها هزار نفر از سراسر کشور وکشورهای همسایه،در آنجا گرد هم می آیند.
مردم شهر کابل و حومۀ آن، در روز نوروز، عمدتاً در زیارت سخی،شهدای صالحین،عاشقان و عارفان، خواجه صفا، باغ بابر و زیارت ملابزرگ، و... جمع می شوند و میلۀ نوروزی برگزار می کنند. مراسم رسمیِ نوروز در شهر کابل، و در ورزشگاه بزرگ شهر، با حضور مقامات عالی رتبۀ دولتی، ميهمانان خارجي برگزار مي شود كه بخش دیگری از مراسم نوروزی است و با رژۀ ورزشکاران، و برگزاری نمایشگاههای محلی همراه است.
تهیه و مصرف خوراکیهای شیرین، در نوروز، سنتی است که در افغانستان جریان دارد و یکی از این سنتها تهیۀ هفت میوه در نوروز است که هفت نوع میوۀ خشک(آجیل) را در آب می گذارند(گردو، کشمش، سنجد، پسته، فندق، قیسی یا زردالوی خشک، بادام، یا آلو) و آب آن را می نوشند.
تهیۀ سمنو(سمنک) هم از دیگر سنتهای نوروزی افغانستان است که با آدابی خاص پخته می شود.
والسلام
منابع:
بلعمی،محمدبن محمد؛ تاریخ بلعمی، تصحیح محمدتقی بهار، انتشارات زوار، تهران 1380
فردوسی، ابوالقاسم؛ شاهنامه، تصحیح برتلس، آکادمی علوم اتحاد شوروی، بی تا.
دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، انتشارات دانشگاه تهران، تهران 1335 ش.
جاوید، عبدالاحمد؛ نوروزِ خوش آیین، چاپ دوم، کابل 1384 ش.
بیرونی، ابوریحان؛ التفهیم، تصحیح جلال الدین همایی، چاپ چهارم، نشر هما، تهران 1367 ش.
---------- ؛ آثارالباقیه، ترجمۀ اکبر داناسرشت، چاپ سیم، امیرکبیر، تهران، 1363.
تفصیلی، احمد، و ژاله آموزگار؛ نخستین انسان، نخستین شهریار، تهران، بی تا.
خیام نیشابوری، عمر؛ نوروزنامه، تصحیح مجتبی مینوی،انتشارات اساطیر، تهران 1380.
تبریزی، محمدحسین بن خلف؛ برهان قاطع، به اهتمام محمد معین، چاپ پنجم، امیرکبیر، تهران 1362.
یاحقی، محمد جعفر؛ فرهنگ اساطیر،پژوهشگاه علوم انسانی و سروش، تهران 1375.
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد