چهارعنصر در شعر فارسی
چهار عنصر در شعر فارسی
عناصر اربعه یا چهارگانه، ارکان اربعه و یا چهار ارکان ، چهار آخشیج، اجساد اربعه، امهات اربعه یا چهار گوهر، عبارت است از : آتش، باد، آب و خاک. به اعتقاد قدما، آنها، چهار عنصر اصلی هستند که مدار وجود کائنات و عالم کون فساد و بالاخره جهان جسمانی بر آنهاست (لغت نامة دهخدا، ذيلِ عناصر) چهار عنصر را صوفيان به چهار نفس تشبيه كرده اند: آتش را نفس امّاره نام كرده اند. باد را نفس لوّامه، آب را نفس ملهمه، خاك را نفس مطمئنّه(سجادي، ذيل عناصر) عناصر اربعه را به دو دسته تقسيم كرده اند: 1. عناصر خفيف 2. عناصر ثقيل. دو عنصر آتش و هوا (باد) را به سبب قرار گرفتن بالای دیگر عناصر، عناصر خفیف، و آب و خاك را به سبب حركتشان به سوي پايين، عناصر ثقيل نامیده اند (جرجاني، 163) از نظر طبع نيز، آتش، گرم و خشک است و آب، خنک و مرطوب، و هوا (باد) گرم و مرطوب ، و زمین (خاک) خنک و خشک است. آتش و هوا به سوی بالا میل دارند و زمین و آب، در پایین جای می گیرند (مسعودي، 1/570؛ ناصر خسرو،جامع الحكمتين،299) اعتقاد به عناصر و قواي طبيعت، به مرور زمان، در بين آرياييان، به صورت اعتقاد به خدايان مختلف در آمد و كم كم براي عناصر و موجوداتي چون خورشيد، ماه، ستارگان، ابر، باد، خاك، و آب، علامتها و شكلهايي مصنوع درست كردند و آنها را قواي خدايي، يا خدايان كوچك دانستند كه اين تصورات، باعث ايجاد عقيده به خدايان متعدد و شرك و بت پرستي گرديد.(معين، مزديسنا و ادب پارسي، 54-56). پادشاهان پيشدادي و بعضي شاهان كياني، ... عناصر را تعظيم و تقديس مي كردند تا هنگام ظهور زردشت(بيروني، آثارالباقيه،204 ) در بينش يونيان باستان كه به احتمال زياد اصول و مباني تمدّن و دانش و حكمت خويش را از ملل باستاني مشرق زمين، يعني مصر و سوريه و كلده و ايران و هندوستان گرفته اند، نيز اعتقاد به طبايع عناصر، از جهت گرمي و سردي و خشكي و تري وجود دارد. انكسيمندروس، شاگرد تالس، از حكماي يوناني، معتقد بوده است بر اينكه اصل موجودات، چيزي است غير متعيّن و غير متشكل بي پايان و بي آغاز و بي انجام و جاويد و جامع اضداد خشكي و تري و گرمي و سردي، و هرگاه اضداد از يكديگر جدا مي شوند، ظهور و بروز و تولد و حيات روي مي دهد و چون باز باهم مجتمع مي گردند، مرگ و كمون و در واقع رجوع به اصل مي شود و از آن ماده غير متشكل، از تأثير سردي و گرمي عناصر ساخته مي شود. خاك سرد و آتش گرم و آب متمايل به سردي و هوا متمايل به گرمي، و هيأت عالم از اين چهار عنصر ساخته شده كه به ترتيب روي هم جا گرفته اند.(فروغي، 2-6)
يكي ديگر از فلاسفة برجستة آن زمان، «انباذ قلس» است كه عالم را تركيبي از عناصر چهارگانة آب و باد و خاك و آتش مي داند و جمع و تفريق عناصر را كه ماية كون و فساد عالم است، نتيجة مهر و كين مي خواند.(همو، 10)
عناصر و آفرينش جهان:
در خصوص آفرينش آسمان و زمين، در تفسير كشف الاسرار، ذيل تفسير آية 190 از سورة آل عمران،(النوبة الثانيه) به روايت از ابن عباس، آمده است: « ربُّ العزّه، جل جلاله، اول نوري بيافريد، سپس ظلمتي و آنگه از آن نور، جوهري سبز بيافريد؛ چندانكه هفت آسمان و هفت زمين، آنگاه آن جوهر را بر خود خواند. جوهر از هيئت و سياست نداي حق بگداخت، آبي گشت مضطرب و لرزنده، و تا قيامت همچنان مضطرب خواهد بود. اين آب كه تو مي بيني كه در روش خود مي لرزد و مي جنبد، از هيبت و سياست آن نداي حق است؛ پس رب العالمين باد را بيافريد و آب بر پشت باد به قدرت بداشت، پس عرش عظيم بيافريد و بر آب نهاد؛ فذالك قوله، عزّوجلّ: «و كان عرشهُ علي الماء» پس از آب، آتش پديدآورد تا آب برجوشد و از آن دخان برآمد و كفي بر سر آورد. رب العزّه از آن دخان، آسمان بيافريد و از آن كف زمين بيافريد، اختلاف است ميان علما كه اول كدام آفريد؟ و درست تر آن است كه اول جوهر زمين آفريد، پس قصد آسمان كرد و آسمانها بيافريد». (ميبدي،2/384-385) در مخالفت عناصر آمده است كه « ميان آب و آتش و ميان هوا و خاك، نيكويي كردن و ياري دادني نيست مر يكديگر را؛ بلكه بازداشتن است از هر يكي مر آن بيگانة خويش را از خاص فعل او بدانچه مر ديگران را منكران و بيگانه اند، و چون اوفتادن آب اندر آتش و باد اندر خاك زشت است و از آن فساد همي حاصل آيد، خداي، تعالي، بدين تركيب كه اندر ترتيب عالم است، آتش را از آب بازداشته است، بدانچه هوا را به ميان آب و آتش جاي داده است تا فساد نكنند و همچنين مر باد را از خاك بازداشته است بدانچه آب را اندر ميان هوا و خاك جاي داده است تا فساد نكنند كه اندر اوفتادن آتش با آب و خاك با باد، منكر است و فاحش»(ناصرخسرو، زادالمسافرين، ص227)
شاعران پارسي گوي، هر كدام به نوعي خاص به چهار عنصر نگريسته اند؛ بعضی فساد جهان را از چهار عنصر می دانند(معزی، 322) گاهی شاعران به تضاد این عناصر اشاره کرده اند (عمعق، 169، مسعود سعد، 136، نظامی، اقبالنامه، 238) ، بعضی هم نظام جهان و پایداری عالم را به هماهنگی و سعی چهار عنصر می دانند.(عبدالواسع جبلی، قصيدة 41 ، بيت 9 ، قصيدة 72 ،بيت 23؛ سنایی، ديوان، 322 ؛ نظامي عروضي، چهار مقاله، 9 )، گاهی طبع ناملایم انسان، به سبب وجود عنصری او دانسته شده است. (عنصري، 39) همچنين، آدمي به سبب اينكه وجود عنصري دارد و از چهار عنصر تركيب شده، خوي وصفات عناصر را نيز داراست. گاهي آتش مزاج است و گاهي خاك نهاد، گاهي باد غرور و كبر در سر دارد، و گاهي لطافت و نرمي آب روان در اوست(آقا ميرزا ابراهيم كرماني، وامق و عذرا، 476).
ترکیب قرار گرفتن عناصر:
شاعران در تركيب قرار گرفتن عناصر متفق القولند: «برترین عنصر، آتش است، و باد(هوا) و آب و خاک، به ترتيب، زير آن قرار دارند( مدبّري، 101؛ ناصر خسرو، قصيدة43 بيت2و3 ؛ عثمان مختاري، 154؛ فلكي شرواني، 95 ؛ معزي، 96 ؛ فردوسي، 1 /4 و 3/677 ؛ مدبري، 179؛ عثمان مختاری، ص154؛ فلکی شروانی، 33 ؛ معزی، 96، شاهنامه ج1:4)
بعضی شاعران به جاودانگی عناصر معتقدند(انوری،قصيدة187بيت33)، و در نگاه بعضي ديگر، عناصر به منزلة زندان و بند و زنجیرند(ناصر خسرو، قصيدة241بيت9 ؛ سنایی، ديوان 657 ، حدیقة سنایی،19) عناصر، بی عیب و نقصند (انوری، قصيدة 86 بيت45) و اگر مایة شرّ هم نباشند، شرّند(خاقانی، 528)اساس و بنیان و نظام جهان از عناصر است(عثمان مختاری، 163؛ مسعود سعد: 444)، و سعد و نحس و خیر و شر نيز از آنهاست(عبدالواسع جبلی، قصيدة17 بيت32) خداوند مخلوقات را از عناصر موجود کرده(عطار، ديوان، قصيدة24 بيت11) و عناصر و ارکان، نردبان پایه ای برای پیوستن به خداوند است (سنایی: حدیقه، 68)
اسامي عناصر در شعر شاعران پارسی گو:
آخشیج: ازرقي: 110؛ مدبري،101؛ سنايي، ديوان،240؛
آخشيجان: انوري، قصيدة26 بيت44؛ اثير اخسيكتي، ترجيع بند7، بيت4؛ خاقاني،323 ؛
چار آخشیج: همو،248؛
چار آخور: همو، 527 و798 . چار آخور سنگین: همو،528 ؛
چار ارکان: انوری، قصيدة 86 بيت45، قصيدة186 بيت30 ؛ سنايي، حدیقه،68 ؛ ظهير فاريابي،116 و 176 و 347 ؛عبدالواسع جبلی، قصيدة 17بيت 32 ؛ عثمان مختاری، 163؛ عطار، همان، قصيدة 24 بيت11؛ فخرالدين اسعد، ويس و رامين، 3 ؛ مسعود سعد،444 ؛
چار اژدها: ظهير فاريابي، 36 ؛
چار اسباب: خاقاني، 52 ؛
چار اصل: همو، ديوان،133؛ خاقانی، 189 و224؛ مولوي، 3/ 34؛ قاآني،360 و689 ؛
چار امهات: انوری، قصيدة 7، بيت 20؛ سنایی، همان،316، 731، 1051 ؛ مجیر بیلقانی، قصيدة 18 بيت 10؛ ناصر خسرو، جامع الحكمتين، 19 ؛
چار بالش: مجیر بیلقانی، قصيدة52 بيت61 ؛ خاقاني، 778؛ صائب، غزل 614 بيت 7 ؛ نعمت الله ولي:629 ؛
چار بالش اركان: ظهیر فاریابی، 35 و92 و 207 ،
چار بالش چرخ: ظهیر فاریابی، 233؛
چار بسيط: مولوي، غزل 693 بيت 5 ؛ خاقاني، 430 ؛
چاربنیان: سنایی، همان،227 ؛
چاربیخ حیات: خاقانی، 9 ؛
چار پای بند: سنایی، همان، 198؛
چار جنگ انگیز: سنایی، مثنویها...، 291؛
چار جوهر: نظامي،اقبالنامه،134 ؛
چار حمّال: سنايي، حديقه، 499؛ نظامي، هفت پيكر،86 ؛
چار خصم: عطار، مصیبت نامه،11 ؛ سنايي، ديوان، 151 ؛ همو، حديقه، 67 ؛
چار خواهر: ناصر خسرو، قصيدة 67، بيت 14 ؛
چار دیوار جهان: خاقانی، 398 .
چار دیوار عناصر: صائب، ديوان، غزل 37 ؛
چار ركن: صائب، 3614 ؛ عبيد زاكاني، 374 ؛ محتشم 1/ 648 ؛ سلمان ساوجي، ديوان، قصيدة 8 و 19 ؛
چار زن: خاقانی، 391 و 294؛ سنایی، ديوان، 515 ؛ ناصر خسرو، ديوان، 224 ؛
چار زنجیر: اسدي طوسي، 7 ؛
چار سفلی: انوری، قطعة 63 بيت 24 ، قطعة 146 ، بيت3 ؛
چار شهر طبیعت: مجیر بيلقاني، قصيدة 43 ، بيت 52 ؛
چار صفة اركان: خواجو، ديوان، 625 ؛ ساوجي، ديوان، قصيدة 23، 41 ؛ ظهیر فاریابی، 198؛
چار طاق عناصر: ظهیر فاریابی، 94
چار طبع: انوری، قصيدة 81 ، بيت 15 ، قصيدة 141 ، بيت 21 ، قطعة 33 ، بيت1، قطعة 58 ، بيت 9 ، ؛ سنایی، همان، 218 ؛ مسعودسعد، 4، 377 ؛ عثمان مختاری، 134 ؛
چارعنصر: ظهیر فاریابی، قصیدة 14، بیت 20؛ خاقانی، ديوان، بیت 109، 121؛ خمینی، 257؛ سنایی، همان، بیت 268؛ صائب، غزل 1113، بیت 8 ؛ عبیدزاکانی، 349، 383، 532 ؛ عطار، دیوان، ترکیب بند 1، بیت 4؛ معزی، ديوان، 211، 224، 303، 315، 320، 346، 359 ؛ مجیر بیلقانی، قصیده 4، بیت 4.
چارفرع: عثمان مختاری، 157، 171؛
چارقبله: سنایی، مثنویها ...، 291؛
چارقهرمان: انوری، قطعه 209، بیت 7 ؛
چارگلخن: انوری، قصیده 35، بیت 26؛
چهارگوهر: اسدی توسی، 1؛ خاقانی 83 ، 118، 884 ؛سنایی، دیوان، 444، 636، 1117؛ ظهیرفاریابی، قصیدة 25، بیت 1؛ عطار، دیوان، قصیدة 21، بیت 9 ؛ فردوسی، 41؛ قطران تبریزی،141؛ قصیدة 24، بیت 12؛ قصیدة 29 بیت 16؛ نظامی، همان، 35، 45؛
چار لاشه: خاقانی، 628 ؛
چارمادر: ادیبالممالک، 63 ؛انوری، قصیدة 26، بیت 44، قصیدة 83 ، بیت 63 ، قصیدة 87 ، بیت 58 ؛ اوحدی، غزل 497، بیت 5 ؛ بهار، 2-1/214؛ جامی 952 ؛ خاقانی، 17، 119؛ ساوجی، 545 ؛ سنایی، مثنویها ...، 187؛ شاه نعمتالله ولی 21؛ فخرالدين اسعد، ويس و رامين، 3 ، قاآنی، 927 ؛
چارماما: خاقانی، 814 ؛
چارمخالف: سنايی، دیوان، 179، 368 ؛ صائب، غزل 911، بیت 4 ؛ ناصرخسرو، قصیدة 221، بیت 12؛
چارمفرد: عثمان مختاری، 114؛
چارمیخ دهر: مجیر بیلقانی، قصیده 62، بیت 2 ؛
گوهران: خاقانی 107، 380 ؛ سنايی، همان، 166، 707 ؛ صائب، غزل 17، بیت 8 ، غزل 29، بیت 18، غزل 206، بیت 5 ؛ غزنوی، 82 ، 102؛ فردوسی، 3، 677 ؛ مسعود سعد، 97 ؛ نظامی، شرفنامه، 55 ؛
مادران: خاقانی، 79 ؛
فهرست مآخذ
آقا ميرزا ابراهيم كرماني، وامق و عذرا، تصحيح اسدالله شهرياري، مشهد1370 ش؛ اثیرالدین اخسیکتی، دیوان، به کوشش رکنالدین همایون فرخ، تهران، 1337 ش؛ ادیبالممالک فراهانی، صادق، دیوان، به کوشش وحید دستگردی، تهران، 1312 ش؛ ازرقی هروی، دیوان، به کوشش علیعبدالرسولی، تهران، 1336 ش؛ اسدی طوسی، ابونصر، گرشاسبنامه، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1354 ش؛ انوری، علی، دیوان، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران 1347 ش؛ اوحدی مراغی، رکن الدین، کلیات، به کوشش سعید نفیسی، تهران، 1340 ش؛ بهار، محمدتقی، دیوان، تهران، 1382 ش؛ بيروني، ابوريحان، آثارالباقيه، ترجمة اكبر داناسرشت، تهران1363ش؛ جامی، عبدالرحمان، مثنوی هفت اورنگ، به کوشش مرتضی مدرس گیلانی، تهران، 1361 ش؛ جرجانی، محمد، کتاب التعریفات، بیروت، 1969 م؛ خاقانی شروانی، افضلالدین، دیوان، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، 1357 ش؛ خمینی، روحالله، دیوان، تهران، 1373 ش؛ خواجو، ديوان، تصحيح سهيلي خوانساري،تهران،1369ش؛ ساوجی، سلمان، دیوان، به کوشش منصور شفق، تهران، 1336 ش؛ سجادي، سيّد جعفر، فرهنگ معارف اسلامي، تهران 1373؛ سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود، حديقةالحقيقة وشريعة الطريقة، به کوشش مدرس رضوی، تهران، 1368 ش؛ همو، دیوان، به کوشش مدرس رضوی، تهران، 1341 ش؛ همو، مثنویهای حکیم سنايی، تهران، 1360 ش؛ شاه نعمتالله ولی، کلیات، به کوشش جواد نوربخش، تهران، 2535؛ صائب تبریزی، عبدالرحیم، دیوان، به کوشش محمد قهرمان، تهران، 1383 ش؛ ظهیرفاریابی، دیوان، به کوشش اصغر دادبه، تهران، 1381 ش؛ عبدالواسع جبلی، دیوان، به کوشش ذبیحالله صفا، تهران، 2536؛ عبید زاکانی، دیوان [جاودانه عبید زاکانی]، به کوشش محسن قشمی، تهران، 1380 ش؛ عثمان مختاری، دیوان، به کوشش جلالالدین همايی، تهران، 1341 ش؛ عطار نیشابوری، فریدالدین، دیوان، به کوشش م. درویش، تهران، 1359 ش؛ همو، مصیبتنامه، به کوشش نورانی وصال، تهران، 1338 ش؛ عمعق بخارایی، دیوان، به کوشش سعید نفیسی، تهران، بیتا؛ عنصری، ابوالقاسم، دیوان، به کوشش یحیی قریب، تهران، 1323 ش؛ غزنوی، حسن، دیوان، تقی مدرس رضوی، تهران،1328 ش؛ فخرالدين اسعد گرگاني، ويس و رامين، تهران، 1369 ؛ فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش ژول مل، تهران، 1345 ش؛ فروغي، محمدعلي، سير حكمت در اروپا، تهران1372 ؛ فلكي شرواني، ديوان، تصحيح هادي حسن، لندن، 1929م؛ قاآنی شیرازی، دیوان، به کوشش امیرصانعی، تهران، 1380ش؛ قطران تبریزی، دیوان، به کوشش محمد نخجوانی، تبریز، 1333 ش؛ لغتنامه دهخدا؛ مجید بیلقانی، دیوان، به کوشش محمدآبادی، تبریز، 1358 ش؛ محتشم کاشانی، کمال الدین، دیوان به کوشش عبدالحسین نوايی، مهدی صدری، تهران، 1380ش؛ مدبری، محمود، شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان، تهران، 1370ش؛ مسعود سعد سلمان، دیوان، به کوشش رشید یاسمی، تهران، 1318 ش؛ مسعودی، ابوالحسن، مروجالذهب، ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران1370 ش؛ معزی، محمد، دیوان، به کوشش عباس اقبال، تهران، 1318 ش؛ معين، مزديسنا و ادب پارسي، تهران 1355 ؛ مولوی، جلالالدین محمد، کلیات شمس؛ به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، 1363 ش؛ ميبدي، ابوالفضل، رشيدالدين، كشف الاسرار و عُدّة الابرار، به سعي و اهتمام علي اصغر حكمت، تهران 2537 ؛ ناصرخسرو، دیوان، به کوشش مجتبی مینوی- مهدی محقق، تهران، 1368 ش؛ همو،جامع الحكمتين، تهران1363 ؛ نظامي عروضي، چهار مقاله، تصحيح محمد قزويني، تهران 1372 ؛ نظامی گنجه ای، الیاس، اقبالنامه، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، 1379ش؛ همو، شرفنامه، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، 1368 ش؛ همو، لیلی و مجنون، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، 1364 ش؛ همو، هفت پیکر، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، 1377 ش؛
محمد كاظم كهدويي، دانشيار گروه ادبيات دانشگاه يزد: mkka35@yahoo.com
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد