داتا رام برهمن

 و کتاب

«صرف پارسی»

 

«داتا رام برهمن» از ادیبان و نویسندگان هندو، در ابتدای کتاب «صرف پارسی»( تألیف به سال1241 هـ. چاپ آن در 1251 هـ.) دربارۀ خود و کتاب چنین می گوید: « مخفی مباد که به حسب اصول بیان قواعد را مسائل معیّن است که ائمۀ ­لسان وضع کرده­اند، اما هرکس از جهت یادگار به طور خود، به قید تحریر می­ درآرد؛ لاجرم بندۀ اهل سخن، داتارام برهمن، قواعد مشهورۀ صرف را برای اکتساب فارسی ­زفان که عزیزان و مبتدیان را به کار آید، به پاس خاطر برادر عزیز، چندر بهان ، سلمّه­ الله، تعالی، برنگاشته، مسمّی به «صرف پارسی» نمود، الهی از لغزش خطا مصون باد، مشتمل برمقدمه و هفت فصل و خاتمه (ص 3).

به نظر می آید که برهمن، دستی در شعر نیز داشته، چرا که در یک بیت، دو ماده تاریخ برای زمان نگارش کتاب و سال چاپ آن سروده و در پایان کتاب آورده است:

«سال تألیفش چو یک  تاریخ بود(1241)

در یکی تاریخ  طبع آن نمود»(1251)

کنور لچهمی نراین، از دوستان و ارادتمندان داتا رام است و در خصوص پایان یافتن چاپ کتاب « صرف پارسی» قطعه ای سروده که نشانگر توجه اوست. داتارام، در پایان کتاب خود، آورده است:

 «قطعه تاریخی که در باب ختم کتاب، جناب فراست مآب، رفیع الشأن، زبدۀ ارکان دولت، خدیو جهان داور جهانیان، حضرت ظلّ سبحانی، خلیفه الرّحمانی، محمداکبر پادشاه غازی، خلّدالله ظلال رأفته علی الانام، کنور لچهمی نراین، متخلّص به نسیم، زادالله درجته، از بحر طبع خرد، گنج چون درّ شاهوار، در سلک تحریر کشیده همانا داد سخنوری داده، چون مطبوع طبع دانش پژوهان معنی شناس، و منظور سخن شناسانِ فطانت اساس افتاده، به ارتسام آن زینت افزای کتاب گردید، قطعۀ تاریخ:

«ای ز حکمتهای تو می رقصد افلاطون  به خُم

وی ز دانشهای تو نام است در ایّامها

ای ز خلق مشکبویت عالمی را تر دماغ

وی به دور ساقی مهرت به گردش جامها

خوب کردی برهمن  تألیف حرف پارسی

یادگار روزگارت ماند صبح و شامها

چون نسیم دهلوی می خواست سال طبع آن

هاتف غیبش چه خوش در داد این الهامها

بیست و پنجم ز ذیقعد و دوشنبه روز نیک

             "داد صرف پارسی را برهمن انجامها"(1251 هـ.)

    در مطبع گلدستۀ نشاط، بیست و پنجم ذیقعده، سنۀ 1251 هجری نبوی، علیه الصلواه، به قالب طبع درآمد.»