تذکرۀ شام غریبان

لچهمی نراین، «شفیق» اورنگ آبادی

 

این تذکره را ادیب و نویسندۀ هندوی هندی، به نام لچهمی نراین، متخلص به شفیق اورنگ آبادی، به سال 1197 هجری  نگاشته است. در این تذکره، اسامی474 شاعر ذکر شده که بنا به نوشتۀ مؤلّف، از ایران به هند رفته اند.

نثر شیوای شفیق، و موزونی قلم او، تذکره ای شیرین و خواندنی را برای علاقه مندان به زبان و ادبیات و شعر پارسی، به یادگار گذاشته است. این تذکره، حدود صد سال پیش، در هند به چاپ رسیده و در سال 1977 میلادی نیز در پاکستان، به کوشش محمد اکبرالدّین صدیقی، در پاکستان به حلیۀ طبع، آراسته شده است.

زیبایی متن و کثرت شاعران، که نام جمعی از آنان، فقط در این تذکره آمده، و نبود این تذکره در ایران، موجب شد که اینجانب نیز به اصلاح و طبع مجدد آن همت گمارم و در دسترس اهل پژوهش و ادب قرار دهم.

سرآغازی که شفیق، برای تذکرۀ خود نگاشته، زیبایی خاصی دارد که به منظور آشنایی با قلم و شیوۀ نگارش وی، بخشی از آن، در اینجا آورده می شود:

 

«یا رب زتـو یافتــــم سخن پردازی      آموختم از لطف تو خوش آوازی

خواهم ز تو کاین «شام غریبان»  مرا  دل خـواه تر از طرة خوبان سازی

برچشم گشایان آيينه خانة دانايی و نظر بازان چراغان بینايی روشن باد که چهره پرداز تمهید این مبادي، بنده لچهمی ناراین، متخلص به شفیق اورنگ آبادی، در سنهُ اثنین و ثمانین و مائه و الف(1182) تذکره الشعرایی آراسته و صحیفه اي در کمال رنگینی پیراسته، در ذکر موزونان هندوستان و خوش صفیران این بوستان، مسمی به «گل رعنا» مشتمل بر دو فصل، یکی از سخن طرازان اسلامی، دوم از نکته پردازان اصنامی، بعد از آن بخاطر رسید و صورتی در آينه دل جلوه گر گردید که تذکر‌‌ة الشعرايی دیگر تحریر بايد رساند و نهال تازه در خیابان سخن مقابل نهال اول باید نشاند؛ یعنی موزونانی که از ولایت دیگر به هندوستان تشریف آوردند، این ها را جمع باید نمود و زبان خامة طلق اللسان را به احوال و اقوال این گروه خاص باید گشود. ستایش کارساز بنده نواز که بعد از تفحص کتب بسیار و غواصی فراوان بحار این لآلی گرانمایه فراهم رسید و آبیاری باغبان قلم، ریاض سخن را رنگی تازه بخشید. نام این نامه «شام غریبان» گذاشتم و الویة این گروه والا شکوه را در میدان قرطاس بر افراشتم.»